زرررررررررررررد
می خوام ناخونامو لاک بزنم . مرتب و دقیق . مث وقتایی که می دی ناخوناتو لاک بزنن و میلیمتر نمی زنه از مرتبی. همین طوری که مشغولم آقای نی نی می پره پشتم و شروع می کنه به بالاو پایین پریدن . فرچه پر از لاک روی هوا معلق مونده و چشم من به قالی زیر پام خیره شده.....چند ثانیه ای نمی گذره که می آد پایین و لاک قرمزو از روی میز برمی داره و بلند می گه : زررررد! بهش می گم این قرمزه. قرررررمز. نگاهش می کنه و بعد انگار که کشف مهمی کرده لاک صورتی رو برمی داره و با خوشحالی فریاد می زنه : زررررررررررد. بهش می گم : می خوای ناخوناتو لاک بزنم ؟ آره می خواد ....لاک ناخونای آترینا کوچولوی همسایه پایینی همیشه توجهشو جلب کرده . چند دقیقه بعد پسرم مقابلم نشسته و من 20 تا ناخون ریز میلیمتری دارم که می تونم رنگ و وارنگ لاکشون بزنم .
حاشیه : این یه خاطره قدیمیه . چون فرصت نکردم تا امروز نوشتنش طول کشید. حالا دیگه آقای نی نی حتی می دونه پشت چراغ قرمز باید صبر کنیم و وقتی چراغ سبز شد داد می زنه سبزززززززززززز یعنی حرکت ....


زرررررررررررررد
